علیرضاعلیرضا، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 14 روز سن داره
آزادهآزاده، تا این لحظه: 10 سال و 4 ماه و 20 روز سن داره
عارفهعارفه، تا این لحظه: 2 سال و 9 ماه سن داره

خاطرات علیرضا و آزاده و عارفه

تولد 14 سالگی علیرضا

    پسر محبوبم وقتی به دنیا امدی گل های شقایق در قلب شکوفا شد وتمام قلبم یک دست قرمز پوشید . زاد روزت مبارک . 😍😍😍😍                                                                           ...
4 آبان 1398

کلات نادری

    پسرم روشنی چشمانم اگر تمام دنیا هم با من دشمن باشند داشتن تو و تکیه کردن به تو دلم را گرم میکند از دنیا چیزی نمیخواهم جز اینکه تو باشی و تو           تقسیم کردن هر روز زندگی من با تو اتفاقی خیلی خاصه تو برای من قیمت نداری تمام دعاهایم را با تمام وجود به سمت تو می‌فرستم و به خاطر وجود تو، خوشبخت‌ترین آدم روی زمینم دختر عزیزتر از جانم بهترین‌ها را برایت آرزومندم           ...
30 شهريور 1398

پُشتُو

    پسرم تو وارث زیبایی خدایی؛ زیبایی ات دنیایم را زیر و رو کرده و پاکی ات آرامش جانِ من است عالم و آدم خبر دارند که من عاشق ترین عاشق دنیا هستم برای پسری چون تو.                 اگر باران بودم انقدر می‌باریدم تا غبار غم را از دلت پاک کنم اگر اشک بودم مثل باران بهاری به پایت می‌گریستم اگر گل بودم شاخه‌ای از وجودم را تقدیم وجود عزیزت می‌کردم اگر عشق بودم آهنگ دوست داشتن را برایت می‌نواختم ولی افسوس که نه بارانم نه اشک نه گل و نه عشق اما هر چه هستم دوستت دارم دخترم   &nb...
19 شهريور 1398

29 ماهگی عارفه

    دختر که داشته باشی انگار خودت را با دست خودت پرورش میدهی ..... انگار مادری را از کودکی تجربه میکنی..... دختر است دیگر.... از کودکی افریده شده برای مادری..../ان هنگام که عاشقانه موهای عروسکش را شانه میزند و قربان صدقه های مادرانه اش را نثار عروسکش میکند.لالایی برایش میخواند و به رویش میخندد. دختر است افریده شده تا از کودکی از عزیزانش مراقبت کند. ان هنگام که خسته از مشغله های روزانه  مینشینی و کنارت مینشیند و دستهایت را با دستهای کوچکش نوازش میکند.وقتی حتی همسرت دردت را نمیفهمد به چشمهایت خیره میشود و میگوید مامان چرا خوشحال نیستی. دختر که داشته باشی باید غمت را پنهان کنی. بغضت را فرو ببری و بخندی . زیر...
18 مرداد 1398

28 ماهگی عارفه و دورهمی 😍

    امروز برایم تکرار آن روز فراموش ناشدني است.... روزی که پلک جهان می پرید دلم گواهی می داد اتفاقی می افتد.... و لحظاتی بعد فرشته ای از آسمان فرود آمددردامان من دنیاصدای گریه کودکی راشنیدکه امروز تنها بهانه برای خندیدن من است.... فرشته کوچکم امروز روزی است که تو به دنیا آمدی...... آزاده ی عزیزم تولدت مبارک ️ از چپ:سعيده(دختر عمه معصومه)وآزاده و یگانه(دخترپسرخاله ی آزاده وعلیرضا و عارفه)(دخترپسرعموی باباي علیرضا و آزاده و عارفه) و محمد صدرا(پسرعموي یگانه) ️ ️ ️ ️   آزاده و سعيده(دخترعمه معصومه) ️ ️     از راست:آزاده و سعيده و یگانه ️ ️ ️   ...
18 تير 1398